عبد المحمد آيتى

198

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

خاكش به نسائم رحمت معطر باد و روانش به قناديل مغفرت منور از اين جهان رخت بر بست . [ 362 ] چون قحطى به پايان آمد و زمان برداشت محصولات سال 699 فرا رسيد همه مردم از وضيع و شريف گرفتار بازخواست شدند و در همهء ولايت افراد رعيت از تكثير صاحب بلوك و خطاب تسعير زائد و كسادغله در معرض انواع محنت و بلا بودند . ايلچيانى كه براى امور مملكت يا شنوانيدن فرمان‌ها از طرف ديوان اعلى به اطراف مىرفتند همه مخارج خود و چارپايان و ساير توقعات خود را به عهدهء رعايا مىگذاشتند و اين زحمت براى رعايا از چند جهت حاصل شده بود . اولا از جانب نوكران حكام كه جهت تفتيش انبارهاى غله و گوشمال محتكران مىرفتند و به مردم زيان‌هاى سخت وارد مىآوردند . ثانيا از جانب كسانى كه براى رساندن حكم تعيير نقود و تعيين زر به شهرها مىرفتند . ثالثا از جانب كسانى كه براى رساندن فرمان‌ها در مورد ساختن مساجد و حمام‌ها به ديه‌ها و ساير نواحى فرستاده شده بودند . رابعا از جانب كسانى كه مأمور جمع‌آورى اسلحه شده بودند از غير مغول براى سپاهيان مغول - ( زيرا امر شده بود كه تنها مغول حق دارند سلاح با خود برگيرند ) - و اين حكم از چند نظر براى مردم ايجاد زحمت كرده بود يكى آنكه كليهء سلاح‌سازان بىكار مانده بودند ديگر آنكه در راه‌ها دزدان و راهزنان راه را بر مردم مىگرفتند و با دست تهى دفاع در برابر آنان دشوار بود . در اثر اعتراض رعايا حكام به ابطال اين حكم راى دادند تا بعدا به عرض ايلخان برسانند و فقط فايده‌اش آن بود كه هرچه از مردم سلاح گرفته بودند در دست محصلان بماند و از اين راه به مردم زيانى فراوان رسيد . خامسا جمع‌كنندگان خراج كه به هر ولايت مىرفتند تا به حساب دخل و خرج رعايا در سال‌هاى گذشته رسيدگى كنند مأمورانى با آنها بود تا اگر توفيرى حاصل شده بود بىدرنگ آن را به هر وسيله كه شده بازستانند اما دربارهء مردم شيراز كه مورد عنايت واقع شده بودند دستور داده شد كه جز قبجور از آنها چيزى نگيرند . اما چون نزاعى بين تركمان و شول رخ داده بود و پاره‌اى از مغولان را در راه ييلاق و قشلاق زيانى وارد آمده بود ، شيراز را به پرداخت پانزده تومان ( - صد و پنجاه هزار دينار ) زر محكوم كردند مأموران جمع‌آورى سلاح را بگرد آوردن آن وجوه گماشتند و ايشان به انواع آزارها آن وجه جمع كردند و اقوام و حشم بسيارى عاجز و مضطر شدند . احوال رعايا بر اين وجه بود اما حال ارباب بلوك را نيز تباهى رخ داد . چه بدان اميد كه بهاى غله مانند سال گذشته باشد مخارج و التزامات سنگين تقبل كردند و حال آنكه